- باز چته يه گوشه نشستي زانوي غم بغل گرفتي؟
هيچي ولش كن مي خوام تنها باشم، بزار به درد خودم بميرم


- نه با من حرف بزن، نزار حرفي تو دلت بمونه
اخه...

- اخه نداره بگو ببينم باز چرا ناراحتي و گريه مي كني؟
راستش دوباره بد جوري دلم هواشو كرده
- ديگه چرا؟
نمي دونم يهو دلم خيلي واسش تنگ شد چي كار كنم؟


- اخه اون كه دلش واست تنگ نشده پس تو چرا دلت تنگ شده؟
از كجا معلوم؟شايد اونم دلش واسم تنگ شده باشه
-نه مطمئن باش تنگ نشده ، چون اگه دلش واست تنگ مي شد حداقل يه
خبري ازت مي گرفت.
خوب شايد نتونسته.
- اي بابا ببين چي ميگم خوب گوش كن اون ديگه دوستت نداره، پس چرا تو
دوسش داري؟
اخه اون بهم مي گفت دوسم داره، عاشقمه


- ديوونه دروغ مي گفته، اصلا عشق كيلو چنده ، اينا ماله تو قصه هاست.
چه لزومي داشت دروغ بگه،نه مطمئنم راست مي گفته
- حالا هر چي من مي گم باز حرف خودشو ميزنه.اصلا مطمئني يا نه اما
مهم اينه كه الان ديگه دوستت نداره، پس ولش كن برو پي زندگي خودت.
نمي تونم، يعني تا حالا خيلي سعي كردما اما نشد كه نشد
،اخه دلمو
چي كار كنم؟جواب اونو چي بدم؟اون كه اين همه مدت گرفتار بوده به
همين راحتي بهش بگم ولش كن؟!

- ببين مي دونم سخته اما بايد سعي كني چون چاره ي ديگه اي نداري
پس اون وعده هايي كه بهم داد چي ميشه؟

- فراموشش كن، فكر كن اينم يه ادم نامرد بوده مثه بقيه نامرداي دنيا
نه اخه اون فرق مي كرد با همه، اون نامرد نبود

- باز حرف خودتو مي زني اي بابا دهن منو باز ميكنيا اگه نامرد نبود كه با
اين همه وعده و وعيد تورو تنها نمي ذاشت بره.باز هي بگو...
حالا به نظر تو من نمي تونم كاري كنم تا دوباره برگرده؟


- نه نمي توني چون تو هر كاري كردي واسه موندنش حتي بيشتر از
اون چيزي كه لياقتش رو داشت اما ديدي كه نشد پس ولش كن و خودتو
بيشتر از اين گرفتار يه ادم نامرد نكن، گرفتار كسي كه به خودش اجازه
مي ده با احساسات يه نفر بازي كنه و بعدشم پا رو همه چيز بزاره.همون
بهتر كه فراموشش كني چون ارزش دوست داشتن نداره.
حالا نميشه من هيچ وقت فراموشش نكنم؟هميشه دوسش داشته
باشم؟

- ببين عزيزم من مي فهمم چه قدر دوسش داري و فراموش كردنش
خيلي واست سخته اما چه فايده داره وقتي فقط خودتو عذاب مي دي.
با اين كار به چي مي رسي جز اينكه روز به روز بيشتر اذيت مي شي،
پس اون همه خاطره چي ميشه؟اونارو چي كار كنم؟

- بريز سطل اشغال حتي ارزش نگهداري هم نداره
مگه مي شه؟
- اره ميشه، فقط بايد يه ذره تحمل كني و اين واقعيت رو قبول كني كه ديگه
همه چيز تموم شده، اخه من دوستت دارم كه دلم نمي خواد ناراحت ببينمت
پس گوش كن حرفامو باشه؟
اخه ببين من كه ازش چيزي نمي خوام، من صادقانه دوسش دارم 
فقط مي خوام مثه هميشه منو دوست داشته باشه و هيچ وقت تنهام
نزاره همييييييييييييين


خدا جونم كمكم كن


- عجب ادمي هستي تو اونو ول كن برو دلتو به كسي بده كه لياقت تورو داشته
باشه و قدرتو بدونه، حيف نيست دلتو به همچين ادمي سپردي؟
نه تورو خدا اينطوري در موردش حرف نزن من دوسش دارم، دوست ندارم باهاش
اينطوري حرف بزني

- باشه اصلا من ديگه حرف نمي زنم خود داني
نه حرف بزن، كمكم كن، من به كمكت احتياج دارم

- اخه چي بگم وقتي تو ديوونه اي؟! هر چي مي گم حرف خودتو مي زني
ببين همه ي اين حرفات درسته، من همهي اينا رو قبول دارم اما نمي تونم
چي كار كنم؟
- چه طوري نمي توني وقتي به خودش اجازه داده دلتو بشكنه؟ تو ديگه
نبايد حتي واسه يه لحظه هم بهش فكر كني.
نمي دونم...
- اي بابا باز ميگه نمي دونم پس تو چي مي دوني؟
فقط اينو مي دونم كه خيلي دوسش دارم
و نمي تونم فراموشش كنم
- اه باز گفت نمي تونم.برو كه لياقتت همونه،پس برو بمير...
نه نرو خواهش مي كنم صبر كن،تو ديگه منو تنها نزار، به كمكت احتياج دارم،
اهاي با توام تورو خدا نرو...


رفت...



اه هر چي مي كشم ازين دل لعنتيم ميكشم............................................
بازم تنها شدم، اما اين بار تنهاتر از هميشه....
خدايا خودت كمكم كن


